سلام به همه ی دوستان گلم
شرمنده به خاطر چند روز غیبتم مشکلی واسم پیش آمده بود واسه خاطر
همین دیر به دیر به وبم سر میزدم انشاالله که جبران کنم
دوستتون دارم خیلی زیاد![]()
![]()
سلام به همه ی دوستان گلم
شرمنده به خاطر چند روز غیبتم مشکلی واسم پیش آمده بود واسه خاطر
همین دیر به دیر به وبم سر میزدم انشاالله که جبران کنم
دوستتون دارم خیلی زیاد![]()
![]()
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش ....تانداره…
ودلم چه شاعرانه برایش تنگ است
تفاوت دختران و پسران در پارک کردن اتومبیل
پسرها:
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستي رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن
دخترها:
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلي مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توي کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توي کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توي کيفشون دنبال تيکه کاغذي که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
2 دقیقه قسمت راهنماي دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستي رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتري رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو براي شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توي آينه عقب چک ميکنن
توي کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوي بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمي ذارن براي آدم)
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روي صندلي کنار راننده
آرايششون رو توي آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهي هم به موهاشون ميندازن
مندازن توي خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توي خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستي رو آزاد ميکنن... (ميگم چرا انقدر يواش ميره ... )
دخترها
توي ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن![]()
![]()
![]()
پسرها
توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن![]()
توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
توي ماهيتابه روغن ميريزن
توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن![]()
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!
ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن![]()
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن![]()
توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
سريع برميگردن توي آشپزخونه
تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن...![]()
![]()
از برت دامن كشان رفتم كه رفتم
اي نا مهربان . از من آزرده دل كي دگر بيني نشان ؟
رفتم كه رفتم ...رفتم كه رفتم
از برت دامن كشان رفتم اي نا مهربان
از من آزرده دل كي دگر بيني نشان؟!
رفتم كه رفتم... رفتم كه رفتم
از من ديوانه بگذر بگذر اي جانانه بگذر
هر چه بودي هر چه بودم بي خبر رفتم كه رفتم رفتم كه رفتم
شمع بزم ديگران شو جامه دست ديگران شو
هر چه بودي هر چه بودم بي وفا رفتم كه رفتم رفتم كه رفتم
عزيزان چه بگويم گله اي نيست گر هم گله اي هست دگر حوصله اي نيست
.... تا روزي ديگر ....
سلام دوستان خوبم![]()
امروز باخبر شدم یکی از دوستان خوبم حالش خیلی بده تورا خدا سره سجاده واسش دعا کنید ![]()
آخه اون خیلی کم سن و ساله واسش زوده که بخواد با این بیماری کنار بیاد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تو از تو مینویسم به تو ای تنها نگارم
توی این جاده ی تاریک تا ابد چشم انتظارم
مینویسم از گذشته خاطراتی که تموم شد
مینویسم از تموم لحظه هایی که حروم شد
مینویسم از نگاهت که وجودمو سوزونده
از کلام تلخ و سردی که واسم خاطره مونده
مینویسم از شبایی که به یاد تو سحرشد
ازنگاهی منتظر که تا ابد خیره به در شد
مینویسم از سکوت شب وفریاد شبونه
که چقدر زمزمه کردم تاکه برگردی به خونه
مینویسم تابدونی که بدون تو چه خستم
بدونی با رفتن تو چه غریبونه شکستم
مینویسم از دلی که توی تنهایی نشسته
تصویرخاطره هایی که تو قلبم نقش بسته
یادته موقع رفتن گفتی خوب حرفاما گوش کن
گفتی یادخاطراتو تاهمیشه فراموش کن
یادته یه روز میگفتی همه چیز میادومیره
گفتم اما قلب خستم توی تنهایی اسیره
یادته گفتی تو دنیاکسی عاشق نمیمونه
گفتم اما قلبای ما میتونه عاشق بمونه
یادته گفتی که دیگه فصل خاطرات گذشته
گفتی باید جداشیم گفتی این یه سرنوشته
امامرگ لحظه هارودل من باور نداره
مگه میشه که نباشه توی آسمون ستاره
گفتی تا بوده دنیا قصه ی عاشقی اینه
آخرین تیره جدایی توی دل عاشق میشینه
گفتم عشقای حقیقی تا ابد زندا میمونه
صدای تیشه ی فرهاد هنوزم از عشق میخونه
خندیدی گفتی که حالا چه نتیجه ای میگیریم
حتی عاشقم که باشیم توی تنهایی میمیریم
گفتی توزمونه ی ما سادگی معنا نداره
فصل دنیامون خزونه یه خزون که بی بهاره
گفتی قلبا عاشقی روتو گذشته جا گذاشتن
دیگه نسل سوخته ی ماچیزی باقی نگذاشتن
گفتی این دنیا دروغ همه چیز جنس فریبه
عشق تو دلای سنگی یه مسافرغریبه
راست میگفتی که تو دنیا چهره ها پشت نقابه
حالامونده توی ذهنایه سوال که بی جوابه
دلامون مهربونی روتوکدوم جاده رهاکرد؟؟
به کدوم بهایی عشق رو به پای هوس فناکرد؟؟
"فصل من"
پاییز را دوست دارم به خاطر:
غریب و بی صدا آمدنش
به خاطر
رنگ زرد زیبا و دیوانه کننده اش
به خاطر
خش خش گوش نواز برگهایش
به خاطر
صدای نم نم بارانهای عاشقانهاش
به خاطر
خیس شدن زیر بارانهایش
به خاطر
سرد و پاییزی اش
به خاطر
تنهایی و دلتنگیهای پاییزی ام
به خاطر
بغض های سنگین انتظار
به خاطر
اشک های بی صدایم
به خاطر
سالهای خاطرات پاییزی ام
به خاطر
تنهایی جوانی ام
به خاطر
دوباره متولد شدنم
به خاطر
هدیه ی زیبایی که به من داد
به خاطر
هدیه ای که به من امید ماندن داد
به خاطر
هدیه ای که به من جرآت عاشق شدن داد
به خاطر
غریبانه وبی صدا رفتنش
و من عاشقانه پاییزرا دوست دارم
غصه ی تو شادی من
غصه ی تو برای من شادی من برای تو
دلت گرفت بگو خودم گریه کنم به جای تو
روزای خوب برای تو شبای بد برای من
بیستای قرمز مال تو نمره ی رد برای من
نتای رنگی مال تو شعرغم انگیز مال من
بهاروعطرش مال تو برگای پاییز مال من
گلای قرمز مال تو گلای پرپرمال من
قصه ی اول مال تو حرفای آخرمال من
شوق سفربرای تو دردسفر برای من
رسید ناش برای تو فکرخطر برای من
لذت خنده مال تو بارون گریه مال من
صدآفرینا مال تو حرف گلایه مال من
آتیش عشقم مال تو کتاب سوختن مال من
عمر زیاد تو فال تو رنج زیاد تو فال من
قصرطلایی مال تو موندن و سوختن مال من
همیشه موندن مال تو همیشه باختن مال من
دلت گرفت بگو خودم گریه کنم به جای تو
توبه![]()
ای خدا روزی خطا کردم ولی هرگز نمیدانم چرا
آگهی از راز دل یارب خطایم را ببخش
هرسکوتم گشته فریاد غم جان و دلم
یاربا!!این بار سنگین گناه و این خطایم را ببخش
گر همه عمرم شود یک لحظه و کارم یکی
ای خدا آن یک زمان و این خطایم را ببخش
ای غزل هرگز ندانستی چه ها کردی ولی
با خدا نیمه شب گو این خطایم را ببخش
بهونه
خوش به حال اون کسی که میکنی اونو بهونه
میزنی به قلب گریه می خوای اونو عاشقونه
خوش به حال اونکه چشماش واسه تو قشنگ ترینه
این علامت یه عشقه معنی عاشقی اینه
خوش به حال اونکه سازت میزنه اسمشو فریاد
همه دردوغمت رومیبره عشق اون ازیاد
خوش به حال اونکه خسته س بسکه چشماشو ستودی
انگاری یه عمری واسش چشم به راه نشسته بودی
خوش به حال اونکه حرفات واسه اون شده یه تکرار
دیگه تازگی نداره واسه اون خواهش و اسرار
ولی من یه عمره اینجا توی حسرت صداتم
توی حسرت یه جمله حسرت یه نیم نگاتم

گذر کوتاه
اگر در قلبم گذری هرچندکوتاه کنی
خواهی دیدکه در قلب کوچکم جایی نمانده
چرا که وجودم مملوء از وجود توست
وتو بدون اینکه بخواهی و بدانی ناخواسته
پابه قلبم نهادی لحظاتی از روزهایم را اسیرخود کردی
چشمانم را دقایقی به خود وا میداشتی
وبرگهایی از دفترخاطرات سرنوشتم را پرکردی
بی آنکه بدانی وجودم از تمنای تو سرشار است
ودر هوای تو تنفس میکنم وشبها رابا امید فردایی به صبح میرسانم
که بدانم تو هستی و می مانی وآرزوهایم رابه حقیقت نزدیک میکنی
آری بمان چراکه من بی تو درمنظره ی عکس زندگی تنهایم